برهان شر و اخلاق باور ، پاسخ دکتر فنایی به دفاعی از مساله شر
ادامه مطلب
درباره آثار دکتر ابوالقاسم فنایی
مباحث نهج البلاغه که توسط دکتر ابوالقاسم فنایی در کانون توحید لندن القاء می شود را در آرشیو سایت کانون دنبال کنید .
کتاب فلسفه اخلاق در قرن بیستم با ترجمه و تحشیه ابوالقاسم فنایی در سال ۱۳۸۰ توسط نشر بوستان کتاب قم منتشر گردید . چاپ دوم این کتاب در سال ۱۳۸۷ توسط همان ناشر به بازار کتاب عرضه گردیده است . آنچه در ادامه می آید معرفی این کتاب است که " پیش از انتشار " آن در مجله نقد و نظر ارائه شده بود .
نام کتاب : دین در ترازوی اخلاق
نویسنده : ابوالقاسم فنایی
ناشر : صراط
سال نشر : ۱۳۸۴
گزارشی از این کتاب را در ادامه بخوانید .
۱-درآمد
در این سلسله از یادداشتها خواهم کوشید به ایجاز و اختصار هرچه تمامتر اصول و امهات روش درست تفسیر قرآن را عرضه کنم. این بحث از جهات بسیاری واجد اهمیت است، از جمله از حیث ارتباط وثیق آن با پرسش «قرآن سخن کیست؟»، و با بحث «تعارض علم و دین»، «تعارض دین و اخلاق» و «عقلانیت باورهای دینی». هم مدافعان نظریه «قرآن سخن خداوند است» و هم مدافعان نظریه «قرآن سخن محمّد است» کوشیدهاند از خود قرآن شواهدی به سود نظریه خود و علیه نظریه رقیب عرضه کنند. اما از آنجا که هر استدلالی بر اساس آیات قرآن روش خاصی در باب تفسیر قرآن را مفروض میگیرد، ارزش و اعتبار شواهد قرآنی ارائه شده کاملاً در گرو درستی و اعتبار روشی است که در پرتو آن آیات قرآنی مورد استفاده دو گروه چنان دلالتی پیدا میکنند.
بنابراین، از یک نظر، سؤال از «روش تفسیر قرآن» منطقاً بر سؤال از «منشاء قرآن» تقدم دارد، هر چند از نظری دیگر بتوان ادعا کرد که پیشفرضی که مفسران گوناگون در باب منشاء قرآن در ذهن خود دارند، در فهمشان از معنای آیات قرآن نقش بازی میکند. اما اگر این دیدگاه که «موضع ما در باب منشاء قرآن در فهم و تفسیر آن نقش دارد» درست باشد، در این صورت برای تأیید یا تضعیف دیدگاه خاصی در باب منشاء قرآن نمیتوان به خود قرآن استناد کرد، زیرا چنین استدلالی دوری و مصادره به مطلوب خواهد بود.(۱)
۱- مقدمه
در این بخش دیدگاههای آقای گنجی در باب موضوعات زیر نقد و بررسی میشود:
الف) اعتبار تفسیرهای پیشینیان از متون دینی و ترجیح آن بر تفسیرهای مدرن از این متون
ب) پلورالیزم دینی
ج) پلورالیزم اخلاقی
۲- چرا تفسیر گذشتگان از «اسلامِ یک» معتبر نیست؟
به اعتقاد راقم این سطور، جناب گنجی خودشان با دلیلی هرمنیوتیکی نشان دادهاند که چرا تفسیر گذشتگان از اسلامِ یک نامعتبر و تفسیرهای مدرن از آن معتبر است. آن تفسیرها به این دلیل نامعتبرند که سرشت تاریخی اسلامِ یک را نادیده میگیرند و تفسیرهای مدرن به این دلیل معتبرند که سرشت تاریخی اسلامِ یک را نادیده نمیگیرند.
این دلیل را صورتبندی میکنم:
۱- مقدمه
در این بخش دیدگاههای آقای گنجی در باب موضوعات زیر نقد و بررسی میشود:
(1) نسبت دین و معرفت دینی
(2) اعتبار تفسیرهای پیشینیان از متون دینی و ترجیح آن بر تفسیرهای مدرن
(3) سرشت تاریخی دین و نقش آن در فهم و تفسیر متون دینی
مقدمه
در این بخش دیدگاههای آقای گنجی در مورد موضوعات زیر نقد و بررسی میشود:
۱. معنای کفر و ایمان
۲. حجیت معرفتشناختی دلایل درون دینی
۳. تأثیر انکار حق بر شخصیت و هویت انسانی منکران
۴. تشبیه کردن منکران حق به حیوان از منظر اخلاقی.
۱- مقدمه
در این بخش دیدگاههای آقای گنجی در باب موضوعات زیر مورد نقد و بررسی قرار میگیرد:
الف) حقانیت اسلام و تنوع ادیان
ب) معنای روشن بودن حقیقت
ج) تنوع ادیان و تکافؤ ادله