در گفتار گذشته مجموعا 5 تبيين مختلف را بررسي و نقد كرديم و اينك تبيين ديگري را بررسي خواهيم كرد كه از ساير تبيينها بهتر و قابل دفاعتر به نظر ميرسد. اما پيش از پرداختن به موضوع اصلي، بد نيست به 2 نكته توجه كنيم؛ نكته اول اين است كه فهرست تبيينهايي كه در اينجا نقد و بررسي شد بسته نيست. تبيينهاي ديگري هم از حادثه عاشورا در دست هست يا ميتوان به دست داد، كه بررسي همه آنها فراتر از مجال گفتار حاضر است.
نكته دوم اين است كه همانگونه كه امام حسين(ع) بر وفق منطق خاصي تصميم ميگرفته و عمل ميكرده، يزيد و اعوان و انصار او نيز در رفتار خود از منطق خاصي پيروي ميكردند و ما براي اينکه از آن رفتار اجتناب کنيم نا گزيريم اين منطق را بشناسيم. اما بخاطر محدوديت زماني در اينجا به ذکر 2 اصل از اصول حاكم بر رفتار اينان اکتفا مي کنند كه در واقع جزو اصول فلسفه سياسي بنياميه و بل از مباني فلسفه سياسي همه خودكامگان است.اين دو اصل عبارتتند از: «وجوب حفظ حكومت به هر قيمت» و ديگري «تئوري النصر بالرعب» (پيروزي از طريق ترساندن) .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
89/09/27ساعت  
|
تبيين علمي دومي كه از واقعه كربلا عرضه شد توسط يكي از مجتهدان نوانديش حوزه بود به نام مرحوم آيتالله صالحي نجفآبادي. پيشفرض آقاي صالحي اين است كه قيام امام حسين(ع) بر اساس محاسبات عقل متعارف انساني و با تكيه بر اطلاعاتي كه از مجاري متعارف در اختيار ايشان بوده قابل تحليل و تبيين است. به نظر وي امام حسين(ع) براي تشكيل حكومت اسلامي قيام كرده است و با توجه به نامهها و دعوتهاي بسياري كه از مردم كوفه كه به امام رسيده بود، احتمال موفقيت اين قيام بسيار زياد بود. اما اوضاع بر وفق مراد پيش نرفت و پيشبيني امام درست از آب در نيامد و امام با وجود ميل باطني خود به جنگي تحميلي تن دادند و در نهايت به شهادت رسيدند.
اين تبيين نيز محاسن و معايبي دارد. حسن آن اين است كه بعضي از دادههاي تاريخي را به خوبي پوشش ميدهد و توجيه ميكند. از جمله خروج امام از مدينه و حركت او به سوي كوفه و گفتوگوهاي امام با سران لشكر يزيد كه در آن امام به نامههاي مردم كوفه استشهاد ميكند و ميگويد شما با اين نامهها از من دعوت كرديد كه به كوفه بيايم و نيز سخنان حضرت در بيان انگيزه خود كه در آن به امر به معروف و نهي از منكر اشاره ميكنند و مشروعيت يزيد را زير سوال ميبرند.
عيب يا نقطه ضعف اين تبيين در اين است كه با بعضي ديگر از دادههاي تاريخي سازگار نيست يا تبييني از آنها به دست نميدهد. مثلا اين تبيين جواب روشن و قانعكنندهيي براي اين سوال ندارد كه چرا امام حسين(ع) پس از آگاهي از شهادت مسلم و ناجوانمردي مردم كوفه و رويگرداني آنان تسليم نشد و شهادت را بر بيعت ترجيح داد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
89/09/23ساعت  
|
پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان
زانكه بد مرگي است اين خواب گران
تاريخ كربلا 2 برگ دارد، يكي سبز و نوراني و ديگري سياه و ظلماني. از يك نظر كربلا «نمايشگاه جنايات بشر است». فجايعي كه در آنجا صورت گرفته بينظير يا كمنظير است و به يك معنا جنايت عليه بشريت به شمار ميرود. از بيگناهان را قتلعام كردن گرفته تا كودك شيرخواره را كشتن و آب را به روي معترضان بستن و بر جنازهها اسب دواندن و سرهاي كشتهشدگان را بر سرنيزه كردن و خيمهها را آتش زدن و اموال را غارت كردن و كودكان و زنان را تازيانه زدن، با لشكري چندين هزار نفره به جنگ يك گروه 72 نفره رفتن و ... .
اين برگ سياه تاريخ كربلاست و قهرمان اين برگ يزيد، ابنزياد، عمر سعد و شمر و خولياند. در برگ سياه تاريخ كربلا بعد پست و حيواني وجود آدمي تجلي پيدا ميكند. اين برگ سبعيت و درندهخويي او را نشان ميدهد و ما وقتي اين برگ را مطالعه ميكنيم جز لعن و نفرين و اشك و آه و عزاداري و مرثيهخواني كاري نميتوانيم بكنيم. اما تاريخ كربلا يك برگ ديگر هم دارد؛ برگي زرين و پرافتخار، سراسر زيبايي و شكوه، برگي كه نمايشگاه مكارم اخلاقي است، تجسم عاليترين فضايل انساني است. تجلي خود متعالي انسان است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
89/09/23ساعت  
|
ابوالقاسم فنایی و محمد رضا نیکفر ، در برنامه این هفته پرگار تلوزیون بی بی سی فارسی
در این برنامه پرگار دو صاحبنظر، ابوالقاسم فنایی، نو اندیش دینی و نویسنده کتاب "دین در ترازوی اخلاق" و محمد رضا نیکفر فیلسوف سکولار و نویسنده کتاب "خشونت، حقوق بشر، جامعه مدنی"، به سوال های دو پرسشگر و داریوش کریمی، مجری برنامه، جواب می دهند. محمد حسین قدیانی و محمد سفریان می پرسند رابطه اخلاق دینی با خشونت دینی چیست و می پرسند آیا اخلاق را می توان مجموعه یی ثابت از قواعد رفتاری دانست و اگر جواب منفی است آیا می توان از دین در تنظیم این روابط کمک گرفت.
نغز آنکه هر دو صاحبنظر در برنامه می گویند دین نمی تواند منبعی باشد برای استخراج مبانی اخلاقی. اما یکی از آنان از نقش دین درتقویت اخلاق دفاع می کند حال آنکه دیگری با این استدلال که دین گاه می تواند اخلاق را تخریب کند، به نتایج دیگری می رسد.
برای مشاهده این برنامه کلیک بفرمایید .
+ نوشته شده در
89/09/22ساعت  
|
صفات باري، كلام باري:
در باب امکان سخن گفتن خداوند1
ابوالقاسم فنايي
a.fanaei[at]gmail.com
دکتر عبدالکریم سروش، اندیشمند دینی بزرگ معاصر، اخیراً باب بحث درباره کلام خداوند را گشودهاند. نگارنده ضمن تشکر از ایشان و دیگر اندیشمندانی که در این بحث مشارکت کردهاند، بیشتر به منظور تحریر محل نزاع و روش نقد و ارزیابی نظریههای مطرح در این باب، نکاتی را مطرح میکند. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. نوشتار حاضر در شش بخش سامان یافته است. بخش اول به ربط و نسبت «اخلاق باور»2 و مسأله کلام باری میپردازد و نشان میدهد که حسن و قبح رفتار آدمیان در باب پذیرش و رد عقاید، و به تبع آن سعادت و شقاوت دینی و اخروی آنان، در گرو چیست. بخش دوم به روش نقد نظریه دکتر سروش در باب کلام باری میپردازد و محل دقیق نزاع میان پیروان این نظریه و نظریههای رقیب را تعیین میکند. محل دقیق نزاع عبارت است از «امکان» یا «عدم امکان» سخن گفتن خداوند. بخش سوم به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که «آیا سخن گفتن خداوند ممکن است؟» این بخش نشان میدهد که پاسخ مثبت یا منفی به این پرسش در گرو تعریفی است که شخص از خداوند در ذهن خود دارد. بخش چهارم نشان میدهد که وفق تعریف رایج در میان فیلسوفان مسلمان از خداوند، سخن گفتن خداوند ناممکن است، اما بخش پنجم نشان میدهد که طبق تعریف رایج در میان عارفان مسلمان از خداوند، سخن گفتن خداوند ممکن است. بخش ششم به نتیجهگیری از مباحث مطرحشده در بخشهای پیشین میپردازد و نشان میدهد که دیدگاههای دکتر سروش در باب کلام باری از تناقضی درونی رنج میبرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/10/21ساعت  
|
+ نوشته شده در
88/07/18ساعت  
|
با سپاس از لطف جناب
یاسر میردامادی
مباحث نهج البلاغه که توسط دکتر ابوالقاسم فنایی در کانون توحید لندن القاء می شود را در آرشیو سایت کانون دنبال کنید .
+ نوشته شده در
88/07/16ساعت  
|