دین و مدرنیته:

از «مدرنیته‌ی اسلامی» تا «اسلام مدرن»[۱]



چکیده: در باب نسبت دین و مدرنیته از زوایای گوناگون می‌توان سخن گفت. این مقاله به دین و مدرنیته به مثابه دو مجموعه (سیستم) متفاوت از «باورها» و «ارزشها» می‌نگرد و می‌کوشد نشان دهد که اولاً این دو مجموعه با یکدیگر سازگارند و به تبع آن دینداری در عصر مدرنیته «ممکن» است و ثانیاً از میان انواع جمع‌های پیشنهاد شده بین دین و مدرنیته کدامیک «حقیقتاً» شایسته‌ی چنین نامی است.


 

ابوالقاسم فنایی
a.fanaei@gmail.com


1. مقدمه

قرار است شرکت کنندگان در سمینار دین و مدرنیته به این دو سؤال پاسخ دهند:

(1) «آیا دین و مدرنیته سازگار و قابل جمع‌اند؟» و

(2) «در دوران مدرن چه بر سر دین می‌آید؟»

اما این دو سؤال اگرچه هر دو ناظر به ربط و نسبت دین و مدرنیته‌اند، با یکدیگر تفاوتی اساسی دارند و آن این است که اولی به فلسفه ربط دارد و دومی به جامعه‌شناسی. یعنی به دین و مدرنیته دست‌کم از دو منظر متفاوت می‌توان نگریست و ربط و نسبت آنها را دست‌کم با دو روش متفاوت می‌توان کاوید: یکی منظر و روش فلسفی و دیگری منظر و روش جامعه‌شناسانه.(2)   این جستار می‌کوشد از منظر فلسفه به این موضوع بنگرد. بنابراین، ما در اینجا صرفاً به سؤال (1) خواهیم پرداخت و با این سؤال که «در عصر مدرنیته بر سر دین چه آمده یا خواهد آمد؟» و نیز با این سؤال که «در یک جامعه دینی بر سر مدرنیته چه خواهد آمد؟» سر و کار نخواهیم داشت.(3)