بسم الله الرحمن الرحیم
چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید
سهراب سپهری
درآمد:
موضوع بحث ما اصلاح اندیشهی دینی است. اصلاح یا احیای دینی اندیشهی بدیعی نیست و قدمت بسیار دارد. پیامبران در صف اول مصلحان و محییان دینی قرار دارند. احیاگری دینی همچون طبابت است. حضرت علی (ع) در مورد پیامبر (ص) میفرماید: «طبیب دوار بطبه». طبیبان برای اینکه در کار خود موفق شوند به دو چیز احتیاج دارند: یکی شناخت بیماری و دیگری راه درمان آن. و مصلحان و احیاگران دینی هم نیازمند دو نوع تئوری هستند: نوع اول تئوری «انحطاط» یا «آسیبشناسی» است. این تئوری به ما میگوید که مشکل از کجا برمیخیزد و منشاء انحطاط و فساد در کجاست و بیماری از کجا سرچشمه میگیرد و کار از کجا خراب است و چه چیزی یا چه بخشی نیازمند اصلاح است. و احیاگران پیش از اینکه کار خود را آغاز کنند نیازمند «آسیبشناسی»اند. اساساً پیش از اینکه اندیشهی احیا و اصلاح و ضرورت آن در ذهن آدمی پیدا شود، باید بپذیرد که چیزی نیازمند اصلاح است.
علاوه براین، مصلحان به تئوری دیگری هم نیاز دارند به نام تئوری احیا. هر مصلحی برای اینکه به اصلاح دینی بپردازد ناگزیر است نظریهای درباب اصلاح و احیای دینی داشته باشد. این تئوری راه درمان و علاج بیماری را به ما نشان میدهد و به ما میگوید که از کجا آغاز کنیم و از چه ابزارهایی کمک بگیریم و چه چیزهایی را عوض کنیم تا به مطلوبمان که اصلاح دینی است برسیم.
بنابراین، مصلحان و محییان دین برای اینکه در کار خود موفق شوند نیازمند دو نوع تئوری هستند و ما اگر از این منظر در افعال و گفتار مصلحان دینی نظر کنیم و آثار آنان را مرور کنیم به خوبی میتوانیم به نظریهای که آنان در باب منشاء انحطاط داشتهاند و به تبع آن راهحلی که برای رفع این انحطاط پیشنهاد میکردهاند پی ببریم.