تبيين علمي دومي كه از واقعه كربلا عرضه شد توسط يكي از مجتهدان نوانديش حوزه بود به نام مرحوم آيتالله صالحي نجفآبادي. پيشفرض آقاي صالحي اين است كه قيام امام حسين(ع) بر اساس محاسبات عقل متعارف انساني و با تكيه بر اطلاعاتي كه از مجاري متعارف در اختيار ايشان بوده قابل تحليل و تبيين است. به نظر وي امام حسين(ع) براي تشكيل حكومت اسلامي قيام كرده است و با توجه به نامهها و دعوتهاي بسياري كه از مردم كوفه كه به امام رسيده بود، احتمال موفقيت اين قيام بسيار زياد بود. اما اوضاع بر وفق مراد پيش نرفت و پيشبيني امام درست از آب در نيامد و امام با وجود ميل باطني خود به جنگي تحميلي تن دادند و در نهايت به شهادت رسيدند.
اين تبيين نيز محاسن و معايبي دارد. حسن آن اين است كه بعضي از دادههاي تاريخي را به خوبي پوشش ميدهد و توجيه ميكند. از جمله خروج امام از مدينه و حركت او به سوي كوفه و گفتوگوهاي امام با سران لشكر يزيد كه در آن امام به نامههاي مردم كوفه استشهاد ميكند و ميگويد شما با اين نامهها از من دعوت كرديد كه به كوفه بيايم و نيز سخنان حضرت در بيان انگيزه خود كه در آن به امر به معروف و نهي از منكر اشاره ميكنند و مشروعيت يزيد را زير سوال ميبرند.
عيب يا نقطه ضعف اين تبيين در اين است كه با بعضي ديگر از دادههاي تاريخي سازگار نيست يا تبييني از آنها به دست نميدهد. مثلا اين تبيين جواب روشن و قانعكنندهيي براي اين سوال ندارد كه چرا امام حسين(ع) پس از آگاهي از شهادت مسلم و ناجوانمردي مردم كوفه و رويگرداني آنان تسليم نشد و شهادت را بر بيعت ترجيح داد.