قرآن محمدی یا قرآن گنجی؟
دوست گرامی جناب آقای گنجی از نقد نگارنده استقبال کرده و به آن پاسخ دادهاند. ضمن تشکر از ایشان، در آنچه در پی میآید، خواهم کوشید نشان دهم که دفاعیات ایشان قانعکننده نیست و نقدهای مطرح شده در مقاله نگارنده همچنان به قوت خود باقی است.
باز بودن باب گفت و گو
خشنودم از اینکه میبینم باب گفت و گو باز است و امیدوارم تا ابد باز بماند. به گمان صاحب این قلم، دو چیز باب گفت و گو را میبندد: یکی مراعات نکردن ادب نقد و دیگری نسبیتگرایی.
ادب نقد در احترام گزاردن به نویسنده مورد نقد و خودداری از توهین به او خلاصه نمیشود، بلکه شامل ارزشها و فضایل معرفتشناختی، همچون انصاف، تواضع عقلانی، خالی بودن ذهن از تعصب و پیشداوری، خودداری از تفسیر به رأی، فحص کامل و... نیز میشود. هنجارهای منطقی و معرفتشناختی بخشی از ادب نقد به شمار میروند.
نسبیتگرایی دو شاخه مهم دارد: اولی «نسبتگرایی معرفتشناختی» است و دومی «نسبیتگرایی اخلاقی». نسبیتگرایی معرفتشناختی یعنی حقیقت همواره نسبی است یا هیچ معیاری برای تشخیص حق از باطل در هیچ موردی وجود ندارد و دیدگاهها یا تفسیرهای گوناگونی که آدمیان از حقیقت دارند، همواره به لحاظ معرفتشناختی از درجه واحدی از حقانیت برخوردارند.