نقد دکتر ابوالقاسم فنايی بر اکبر گنجی
الاهیات کیهانی:
نقدی بر دیدگاههای اکبر گنجی در باب اسلام، قرآن و...
در این سلسله از یادداشتها صرفاً خواهم کوشید پارهای از مهمترین خطاهایی را که در نوشتههای اخیر گنجی تحت عنوان «قرآن محمدی» وجود دارد نشان دهم. گوهر مدعای گنجی در این نوشتهها عبارتست از این ادعا که قرآن سخن محمد است، نه سخن خداوند، اما گنجی برای تحکیم مدعای اصلی خود به طیف گستردهای از مباحث پرداخته است که فی حد نفسه از اهمیت ويژهاي برخوردارند و اتخاذ موضع شتابزده در موردشان به تحریف حقیقت و تشدید مرارت میانجامد.
اولین نکتهای که در این نوشتهها به چشم میخورد، استفاده از ادبیات کیهانی در طرح مباحث کلامی است. سبك این نوشتهها به بولتننویسی بیشتر شباهت دارد تا نگارش مقاله یا رسالهای در باب الاهیات. لحن کلام گنجی و شیوه او در طرح بحث و استدلال در اغلب موارد زننده و گزنده است و با روحیه علمی و انصاف و بیطرفی در مقام جستجوی حقیقت و تقریر آن منافات دارد. بهعلاوه، استفاده از این سبک نوشتاری در این مقام، هرچند ممکن است خاطر دینستیزان و نیز بنیادگرایان دینی را خشنود کند، موجب میشود که دیندارانی که به هرحال در زمره مخاطبان محسوب میشوند آزرده خاطر شوند و اگر سخن حقی هم گفته شده باشد آن را به گوش جان نشنوند و این برای روشنفکران نقض غرض است و با اخلاق روشنفکری نمیسازد.